نسل عجیبی بودیم، یکم زود گذشت برامون، یکم زود بزرگ شدیم.

 

ی سری وقتا بهش فکر میکنم و پی میبرم که زود تر از سنمون فهمیده شدیم، درک کردیم(باید درک میکردیم) و ی سری کارارو که بقیه میزارن به پای جهالت کنار گذاشتیم. به هر حال همه چی زود تر از سنمون جلو می‌رفت و ماهم باهاش پیش میرفتیم اونقدری که فهمیدیم زمان برای ما صبر نمیکنه، برای هیچکی نمیکنه. پس ما چرا دوییدیم دنبالش؟ بقیه چرا ندوییدن؟ اونایی که هنوز ده سال از سنشون عقب ترن چرا ندوییدن؟ کسی مجبورمون کرده بود بدوییم؟ 

 

به هر حال اینجوریم نیست که معترض باشم! ولی ی سری چیزا رو به اسم جهالت، به اسم نوجوون خام، به اسم شور جوونی تجربه نکردم، البته هنوزم سنی ندارم ها! ولی خب میشنویم دیگه، درک میکنیم.

نه؟!