خب حقیقت این هست که ی سری وقتا با «کلی گویی» گند میزنم به ارتباط بین نویسنده و خواننده که البته قابل ذکر هست که من همیشه دریافت جزئیات مطالب کلی رو به عهده خواننده میزارم؛ ی چیزی تو مایه های «شنونده عاقل باشد» حالا نه انقدرم غیر منطقی اما خب اگر نویسنده واقعی باشی نویسنده بودن رو درک میکنی. قلم های متفاوت رو هم همینطور.

من هیچوقت علاقه ای به اشاره به جزئیات خیلی ریز یک مطلب و ماجرا ندارم(مگر اینکه دوست صمیمیم باشه که راجع به زمین و زمان باهم حرف میزنیم) و نیازی هم به اینکه این جزئیات رو بیان کنم نمیبینم چون از نظر من گاها خیلی واضح هستند.. مثل جوییدن لقمه برای کودکی نوزاد؟! برای آدم بزرگسال که کسی لقمه نمیجوئه. نه؟